!من كه آبي نبودم




Saturday, November 29, 2003

سي‌امين يادداشت



... و سرانجام پايان يافت!
شايد هرگز هيچ كس جز خود من درك نكند كه چه دردناك بود اين پايان و چه دردناكتر بي‌تفاوتي تو از اين پايان.
نميدانم تو خود تاكنون با خود انديشيده‌اي كه با رفتن من چه چيزهايي را از دست خواهي داد ولي من بسيار انديشيده‌ام و وقتي به گذشته مينگرم و به اين سالهاي آشنايي چيزي نمييابم.
تو هرگز براي من دوست نبودي، هرگز يار نبودي، هرگز همزبان نبودي، هرگز همدرد نبودي، هرگز مهربان نبودي و هرگز دلسوز نبودي. تو براي من هيچ نبودي جز توهمي در ابتدا دلپذير و در پايان تلخ.
تو هميشه از نظر من آزاد بودي! آزاد بودي كه هر كاري بكني و با ميل خود زندگي خود را بسازي. اما افسوس كه تو ساختن را در خراب كردن ميديدي و جز ويرانه چيزي نساختي.



26-06-1378






.......................................................................................................................................................

Comments: Post a Comment

Home